خانه / بایگانی برچسب: داستان علما

بایگانی برچسب: داستان علما

داستان بد گمانی و سو ذهن

نماز میت

4 ? ﺷﺒﻲ “ﺳﻠﻄﺎﻥ” ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ مےکرد ﻭ ﻧﻤﯿﺘﻮﺍﻧﺴﺖ ﺑﺨﻮﺍﺑﺪ؛ ﺑﻪ ﺭییس ﻣﺤﺎﻓﻈﺎﻧﺶ ﮔﻔﺖ: ﺑﯿﺎ ﺑﺼﻮﺭﺕ ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﺮﻭﯾﻢ، ﻭ ﺍﺯ ﺣﺎﻝ مردم و ﻣﻠﺖ ﺧﺒﺮ ﺑﮕﯿﺮﯾﻢ . ? ﺩﺭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﮔﺸﺖ ﻭ ﮔﺬﺍﺭ بودند که مردی را ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﺭﺩ مےﺸﻭﻧﺪ ﻭ …

ادامه نوشته »

آزادمردِ بی نیاز

سوره نسا

شخصی به یکی از خلفا مراجعه و درخواست کرد تا در بارگاه او به کاری گمارده شود.   خلیفه از او پرسید: قرآن می دانی؟   او گفت: نمی دانم و نیاموخته ام.   خلیفه گفت: از به کار گماردن کسی که قرآن خواندن نیاموخته، معذوریم.   مرد بازگشت و …

ادامه نوشته »

از مال حلال به فرزندان بخورانید

  آیـة اللّه الـعـظمی سید محمد کاظم یزدی مرجع بزرگ عالم تشیع ,دراواخر عمر با برکت خویش روزی عـده ای از بـزرگـان نجف رادرجلسه ای گرد هم آورد و چهار نفر را به عنوان وصی برای خود معین نمود تا پس از مرگش مقداری از وجوهات شرعیه را که نزد …

ادامه نوشته »