خانه / بایگانی برچسب: داستان تاریخی

بایگانی برچسب: داستان تاریخی

داستان کوروش کبیر

کورش کبیر

زمانی کزروس به کورش بزرگ گفت: چرا از غنیمت های جنگی چیزی را برای خود برنمی داری و همه را به سربازانت می‌بخشی؟ کورش گفت: اگر غنیمت های جنگی رانمی بخشیدیم الان دارایی من چقدر بود؟! کزروس عددی را با معیار آن زمان گفت. کورش یکی از سربازانش را صدا …

ادامه نوشته »

سپاه کوروش

سپاه کوروش

لشکر ایران آماده جنگ شده و سواران پا بر رکاب اسب ، کورش پادشاه ایران از نزدیکان خداحافظی کرده و قصد راهبری سپاه ایران را داشت . یکی از نزدیکان خبر آورد همسر سربازی چهار فرزند بدنیا آورده ، فروانروای ایران خندید و گفت این خبر خوش پیش از حرکت …

ادامه نوشته »

دختر کوروش

آتوسا دختر كوروش

به آتوسا دختر کوروش گفتند : مردی پنج پسرش را در راه ایران از دست داده و در رنج و سختی به سر می برد و هر کمکی به او می شود او نمی پذیرد دختر فرمانروای ایران زمین با چند بانوی دیگر به دیدار مرد رفت و خانه ای …

ادامه نوشته »

کورش پادشاه ایران از تخم بدکاری می گوید

کوروش کبیر

خورشید هنوز در پشت کوههای باختر فرو نرفته بود که کورش پادشاه ایران دستور داد سپاه در نزدیکی شهر ایلام اردو بزند همه سرخوش از پیروزی خود بر بابل بودند . در آن هنگامه پیر زن و پسر جوانی به اردوگاه آمده و نزد پادشاه ایران از کارمند مالیات شهرشان …

ادامه نوشته »

عباس ميرزا و تحقيق در مورد علل عقب افتادگي ايران

عباس ميرزا

ژوبر كه از سوي ناپلئون بناپارت به ايران اعزام شده بود. در سال 1221 ق. در اردوگاه جنگي عباس ميرزا با روسها از او ديدن مي‌كند. در اين ديدار به نقل ژوبر عباس ميرزا به وي چنين مي‌گويد: مردم به كارهاي من افتخار مي‌كنند، ولي چون من، از ضعيفي من …

ادامه نوشته »

پسرک شیرین بیان

نادر شاه

می گویند…زمانی که نادر شاه افشار عزم تسخیر هندوستان داشته درراه کودکی را دید که به مکتب می‌رفت. از او پرسید: پسر جان چه می‌خوانی؟ – قرآن. – از کجای قرآن؟ – انا فتحنا لک فتحا مبینا…. نادر از پاسخ او بسیار خرسند شد و از شنیدن آیه فتح فال …

ادامه نوشته »