https://telegram.me/joinchat/doaemazhbe
سرخط خبرها
خانه / بایگانی برچسب: داستان اهل بیت

بایگانی برچسب: داستان اهل بیت

اداء کردن خواسته

  حارث همدانی نقل کند: یک شب به منزل امیرالمومنین امام علی علیه السلام رفتم و عرض کردم: من احتیاجی پیدا کرده ام و شما می توانید حاجت من را برآورده سازید. پس از حرف من، امام علی علیه السلام از جای خود بلند شدند و چراغ را خاموش نمودند. …

ادامه نوشته »

بخشش حضرت علی

امام علی

خبرى در مدينه به سرعت مى پيچد كه حضرت على (ع)، مى خواهد نخلستان خود را بفروشد. فقراى مدينه كه در شرايط سخت اقتصادى بودند خبر دار مى شوند و خود را به حضرت على (ع) مى رسانند. خريدار كه يكى از تجار مدينه است نخلستان را مى پسندد و …

ادامه نوشته »

خوراک و پوشاک امیرالمؤمنین علی علیه السلام

نان جو

خوراک و پوشاک امیرالمؤمنین علی علیه السلام ? ﺍﺑﻦ ﺟﻮﺯﻯ می نوﻳﺴﺪ ﺭﻭﺯﻯ ﻋﺒﺪ ﺍﻟﻠﻪ ﺑﻦ ﺭﺯﻳﻦ به خاﻧﻪ ﻋﻠﻰ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺩﻳﺪ ﺁن حضرﺕ ﻛﻤﻰ ﮔﻮﺷﺖ ﻭ ﺁﺭﺩ ﺟﻮ ﺑﺎ ﺁﺏ ﻣﺨﻠﻮﻁ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺩﺭ ﻛﺎﺳﻪ‏ﺍﻯ می جوﺷﺎﻧﺪ! ﻋﺒﺪ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﺮﺽ ﻛﺮﺩ ﻳﺎ ﺍﻣﻴﺮ ﺍﻟﻤﺆﻣﻨﻴﻦ ﺍﻳﻦ ﭼﻪ …

ادامه نوشته »

داستان کریم اهل بیت

امام حسن

خوان کرم امام حسن علیه السلام بارزترین ویژگی امام مجتبی علیه السلام که بهترین سرمشق برای دوستداران او است، بخشندگی، سخاوت و دستگیری از دیگران است. کریم اهل بیت به بهانه های مختلف همه را از خوان کرم خویش بهره مند می ساخت و آن قدر بخشش می کرد تا …

ادامه نوشته »

جریان جالب سلیمان اعمش که منکر زیارت سیدالشهدا ‌بود.

زیارت حسین

جریان جالب سلیمان اعمش که منکر زیارت سیدالشهدا ‌(علیه السلام) بود.. ???? سلیمان اعمش چنین نقل کرده است که در کوفه همسایه ای داشتم که برخی شبها برای شب نشینی نزد او میرفتم و با هم گپ و گفتی می‌کردیم . شبی در میان حرف‌ها اتفاقاً سخن ازکربلا به میان …

ادامه نوشته »

زیارت امام رضا

امام رضا5

كرامت شانزدهم شهيد دستغيب در كتاب داستانهاى شگفت انگيز ( 149) نقل مى كند: حيدر آقا تهرانى گفت : در چند سال قبل ، روزى در رواق مطهر حضرت رضا عليه السلام مشرف بودم پيرمردى را – را كه از پيرى خميده و موى سر و صورتش سفيد و ابروهايش …

ادامه نوشته »

شفای مریض توسط امام رضا

شفای مریض

كرامات چهاردهم شيخ محمد حسين – كه از دوستان مرحوم ميرزا محمود مجتهد شيرازى بود ( 148) – به قصد تشرف به مشهد حضرت رضا عليه السلام از عراق مسافرت كرد و پس از ورود به مشهد مقدس دانه اى در انگشت دستش آشكار شد و سخت او را ناراحت …

ادامه نوشته »

کرامت امام رضا به دعبل

کرامت های امام رضا2

كرامت يازدهم دعبل بن على خزاعى ، شاعر زمان حضرت رضا عليه السلام گفت : وقتى قصيده تائيه ام – كه بيت زير يكى از ابيات آن است – براى حضرت رضا عليه السلام خواندم ؛ مدارس ايات خلت من تلاوة و منزل وحى مقفر العراصات آن خانه ها، جايگاه …

ادامه نوشته »

کرامت امام رضا عیادت از مریض

کرامت های امام رضا

امام محمد تقى عليه السلام فرمود: يكى از اصحاب حضرت رضا عليه السلام مريض شد؛ آن جناب ، به عيادتش رفت و پرسيد؛ حالت چطور است ؟ گفت : مرگ را چگونه مى بينى ؟ عرض كرد: بسى ناگوار و طاقت فرسا آن حضرت فرمود: آنچه تو ديدى نشانه اى …

ادامه نوشته »

کرامت امام رضا در طلب فرزند

کرامت های امام رضا3

احمد بن عمره گفت : به خدمت حضرت رضا عليه السلام رسيدم و گفتم : همسرم باردار است از خداى تعالى بخواه تا پسرى به من عنايت فرمايد. فرمود: فرزندت پسر است ؛ نامش را عمر بگذار. فرمود: همان طور كه گفتم ، نامش را عمر بگذار. همين كه وارد …

ادامه نوشته »

داستان کرامت امام رضا به زبان هندی

کرامت های امام رضا3

ابواسماعيل هندى گفت : در هند شنيدم كه خداى را در زمين حجت و امامى است . در طلب آن از خانه خارج شدم بالاءخره مرا به سوى امام على بن موسى الرضا عليه السلام راهنمايى كردند وقتى به خدمت ايشان رسيدم ، زبان عربى نمى دانستم به زبان هندى …

ادامه نوشته »

کرامتی پشگویی امام رضا

عبدالله محمد هاشمى گفت : روزى نزد ماءمون رفتم او مرا پهلوى خود نشانيد، دستور داد همه خارج شدند؛ سپس غذا آوردند و پرده آويختند؛ خدمتكار را – كه در پس پرده بود – گفت :درباره حضرت رضا عليه السلام مريثه اى بخوان او ابيات زير را خواند. سقيا به …

ادامه نوشته »

کرامتی از امام رضا

ريان بن صلت گفت : وقتى خواستم به عراق بروم ، تصميم گرفتم به خدمت حضرت رضا عليه السلام رفته ، با او وداع كنم و پيراهنى هم از او بگيرم تا داخل كفنم گذارم و درهمى چند هم براى خريد انگشترى از براى دخترانم از او بخواهم . وقتى …

ادامه نوشته »

خواب دیدن امام رضا

عبدالرحمن صفوانى گفت : با كاروانى از خراسان به كرمان مى رفتم ، راهزنان سر راه را بر ما گرفتند و مردى از كاروان را – كه مالدار و ثروتمند مى دانستند – بردند و دير زمانى در سرما و يخبندان نگه داشتند و با پر كردن دهانش از يخ …

ادامه نوشته »

شهادت سنگریزه

سلمان گفت : نزد پیغمبر ( ص ) نشسته بودیم که علی بن ابی طالب ( ع ) وارد شد حضرت ، سنگریزه ای به او داد ، سنگریزه در دست علی ( ع ) قرار نگرفته بود که به سخن آمده می گفت : معبودی جز خدا نیست ، …

ادامه نوشته »

تکلم خورشید با امام علی

خورشید

ابوذر گفت : رسول خدا ( ص ) به علی ( ع ) فرمود : هنگامی که فردا صبح وقت طلوع آفتاب شد ، به صحرای بقیع برو و بر روی جای بلندی بایست ، وقتی که خورشید طلوع کرد ، بر او سلام کن . همانا خداوند تعالی او …

ادامه نوشته »