خانه / بایگانی برچسب: حکایت آموزنده

بایگانی برچسب: حکایت آموزنده

حکایت صاحب بزغاله

مردی بزغاله ای یافت. به او گفتند: واجب است در معابر ندا دهی تا اگر مالکی دارد بیاید و گمگشته خویش بستاند. مرد در خیابان فریاد می زد: آی صاحب و آهسته می گفت: بزغاله. (مقصود این که هم به واجب شرعی عمل کرده باشد و هم صاحب بزغاله پیدا …

ادامه نوشته »

جوان خداشناس

درخت

آورده اند که: پدری با فرزند خویش که جوان بود، برای دزدی وارد باغی شدند. پدر به قصد چیدن میوه به بالای درختی رفت. فرزندش که جوان با معرفتی بود، صدا زد: پدر! بیا پایین، کسی ما را می بیند!پدر وحشت کرد و فوراً از درخت پایین آمد. از پسرش …

ادامه نوشته »

حکایت “ویرگول”

ویرگون

حکایت “ویرگول” از احمد شاملو گفته‌اند که وقتی، یکی از افسران جوان گارد نیکلای اول ـ امپراتور روسیه ـ به گناهی متهم شد و خشم امپراتور را چنان برانگیخت که فرمان داد تا بی درنگ به دوردست ترین نقاط سیبری تبعیدش کنند.

ادامه نوشته »