https://telegram.me/joinchat/doaemazhbe
سرخط خبرها
خانه / بایگانی برچسب: امام علی

بایگانی برچسب: امام علی

سخن لغو بیهوده از کلام امام علی

بیهوده و لغو

از سخنان امیرالمومنین علی ع است: هر سخن که در آن یادی از خدا نباشد، بیهوده و لغو است و هر خاموشی که در آن فکرتی نبود، اشتباه و سهو است. و هر نظر که از آن عبرتی حاصل نشود، کاری بی حاصل و لغو است. آن گناهکار خندان که …

ادامه نوشته »

غفلت از اخرت

حضرت علي (ع) مي فرمايد : زندگي کردن با مردم اين دنيا همچون دويدن در گله اسب است.. تا مي تازي با تو مي تازند. زمين که خوردي، آنهايي که جلوتر بودند.. هرگز براي تو به عقب باز نمي گردند. و آنهايي که عقب بودند، به داغ روزهايي که مي …

ادامه نوشته »

جواب مرد شامی توسط امام علی

شمشیر ذولفقار

شیخ صدوق در خصال و عیون و علل حدیث می کند که مردی از اهل شام از امیرالمومنین سوال کرد که: 1. چند نفر از انبیا به عربی تکلم کردند ؟ 2. چند نفر آنها ختنه شده به دنیا آمدند؟ 3. چند نفر انها دواسم داشتند؟ 4. اول کسی که …

ادامه نوشته »

ایمان و عبادت امیرالمؤمنین علی علیه السلام

?ایمان و عبادت امیرالمؤمنین علی علیه السلام? ? ﻋﻠﻰ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻋﻈﻤﺖ ﺧﺪﺍ ﻭ ﻣﺒﺪأ ﻫﺴﺘﻰ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﻠﺰﻡ به خضوﻉ ﻭ ﺧﺸﻮﻉ می دید ﻭ ﺩﻋﺎﻫﺎ ﻭ ﻣﻨﺎﺟﺎت های ﺍﻭ ﺭﻭﺷﻨﮕﺮ ﺍﻳﻦ ﻣﻄﻠﺐ ﺍﺳﺖ. ? ﺩﻋﺎﻯ ﻛﻤﻴﻞ ﻛﻪ به یکی ﺍﺯ ﺍﺻﺤﺎﺏ ﺧﻮﺩ (ﻛﻤﻴﻞ ﺑﻦ ﺯﻳﺎﺩ) ﺗﻌﻠﻴﻢ …

ادامه نوشته »

شهادت سنگریزه

سلمان گفت : نزد پیغمبر ( ص ) نشسته بودیم که علی بن ابی طالب ( ع ) وارد شد حضرت ، سنگریزه ای به او داد ، سنگریزه در دست علی ( ع ) قرار نگرفته بود که به سخن آمده می گفت : معبودی جز خدا نیست ، …

ادامه نوشته »

داستان علی در میان قوم جن

جن

از جمله نشانه های ( معجزات ) امیرالمؤ منین ( ع ) روایتی است که زاذان از سلمان نقل نموده که : روزی رسول خدا ( ص ) در بطحا نشسته و جماعتی از اصحاب نزد ایشان بودند . آن حضرت در حالی که روی به ما داشت و حدیث …

ادامه نوشته »

داستان معجزه رد شمس

پیغمبر اکرم ( ص ) در منزل خود بود و علی ( ع ) هم حضور داشت ، همان دم جبرییل آمده وحی الهی آورد ، رسول خدا سر مبارک خود را روی پای علی ( ع ) گذاشت و سر برنداشت تا هنگامی که آفتاب غروب نمود ، علی …

ادامه نوشته »

داستان ظاهر شدن چشمه آب

چشمه آب

از ابوسعید روایت کرده که گفت : با امیرالمؤ منین ( ع ) به جانب کربلا می رفتم و سخت تشنه شدیم ، و علی ( ع ) در بیابان پیاده شد سنگی را برداشت کناری گذاشت ، دیدیم زیرش چشمه آبی است که از هر آبی که خورده بودم …

ادامه نوشته »

داستان گواهی جنیان بر وصی علی

علی ولی خدا

جعفر بن عبدالحمید نقل می کند : در جایی جمع بودیم ، شخصی گفت : علی ( ع ) وصی رسول خدا ( ص ) بود . دیگران گفتند : این گونه نیست . آمدیم پیش ابوحمزه ثمالی و جریان را به او گفتیم ، ابوحمزه خشمگین شد و گفت …

ادامه نوشته »

داستان سوار شدن امام علی بر روی ابر

ابر

میثم تمار گفت: من در خدمت مولایم امیرالمؤمنین(ع) بودم که جوانی داخل شد و در وسط جماعت مسلمین نشست. چون علی(ع) از بیان احکام فراغت یافت، پسر جوان برخاست و گفت: ای ابوتراب من فرستاده ای هستم به جانب تو با رسالتی که کوه ها را به شدت می لرزاند، …

ادامه نوشته »

کشف حجاب از چشم عمر

چشم

جابر بن عبدالله انصاری گفت: ما نزد امیرالمؤمنین(ع) در مسجد رسول خدا(ص) نشسته بودیم که عمر بن خطاب وارد شد. هنگامی که نشست، رو به جماعت کرد و گفت: همانا ما سرّی (حرف خصوصی) داریم، مجلس را خلوت کنید. خداوند شما را رحمت کند. چهره های ما (از سخن او) …

ادامه نوشته »

کرامات و معجزات امام علی

ابر

بازگو کردن کرامات و معجزات به امام حسن(ع) سلمان گفت: هنگامی که مردم با عمر بیعت کردند، ما با امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع) در منزل آن حضرت بودیم. من، امام حسن، امام حسین(ع)، محمد بن حنیفه، محمد بن ابی بکر، عمار بن یاسر و مقداد بن اسود کندی …

ادامه نوشته »

داستان علی(ع) در میان قوم جن

جن

علی(ع) در میان قوم عطرفه از جمله نشانه های (معجزات) امیرالمؤمنین(ع) روایتی است که زاذان از سلمان نقل نموده که: روزی رسول خدا (ص) در بطحاء نشسته و جماعتی از اصحاب نزد ایشان بودند. آن حضرت در حالی که روی به ما داشت و حدیث می فرمود؛ ناگاه به گردبادی …

ادامه نوشته »

داستان تعلیم قرآن

قران2

رمیله می گوید: علی(ع) شخصی را در حال خیاطی و آواز خوانی دید و فرمود: ای جوان! اگر قرآن بخوانی برای تو بهتر است. گفت: خوب نمی توانم بخوانم، دوست داشتم خوب قرآن می خواندم. حضرت فرمود: نزدیک بیا. جوان نزدیک علی(ع) آمد و علی(ع) آهسته چیزی در گوش او …

ادامه نوشته »

داستان دعای علی(ع) در حق بنده

قران

13- دعای علی(ع) در حق زاذان سعد خفاف می گوید: به زاذان گفتم: تو قرآن را خوب تلاوت می کنی، چگونه یاد گرفتی؟ تبسمی کرد و گفت: روزی امیرالمؤمنین از کنار من می گذشت و من شعر می خواندم و اخلاق خوبی داشتم. از صدایم خوشش آمد. فرمود: ای زاذان! …

ادامه نوشته »

داستان تحویل دادن امانت

شتر ها

امام حسین(ع) فرمود: روزی علی(ع) ندا کرد: هر کس از رسول خدا (ص) طلبکار است یا عطایی را می طلبد، بیاید و آن را بگیرد. هر روز عده ای می آمدند و چیزی را می خواستند و علی(ع) جا نماز پیامبر را بلند می کرد و همان مقدار در آن …

ادامه نوشته »

داستان تبدیل سنگ به طلا

سنگ طلا

شخص منافقی از مؤمنی مالی طلب داشت. امیرالمؤمنین(ع) برای او دعایی کرد تا او بتواند قرض خود را ادا کند، سپس به او امر کرد سنگ یا کلوخی را از روی زمین بردارد، آن شخص سنگ را برداشت و دید سنگ در دست حضرت تبدیل به طلا شده است، علی(ع) …

ادامه نوشته »

داستان نیروی بدنی علی

امام علی

خالد بن ولید، علی(ع) را در زمین های خود دید، جسارتی به حضرت نمود، علی(ع) از اسب پیاده شد و خالد را به سمت آسیای حارث بن کلده برد، سپس میله آهنی سنگ آسیا را در آورد و آن را مانند حلقه ای بر گردن خالد انداخت، در این حال …

ادامه نوشته »