https://telegram.me/joinchat/doaemazhbe
سرخط خبرها
خانه / داستان مذهبی (صفحه 2)

داستان مذهبی

داستان مسخ شدن به دست علی

لاک پشت

از عمار یاسر نقل است که گفت، در مقابل علی(ع) بودم ناگاه بر آن حضرت مردی وارد شد و گفت: یا أمیرالمؤمنین من پناهنده هستم به شما و شکایت دارم از مصیبتی که بر من وارد شده و مرا مریض کرده است. آن حضرت فرمود: قصه تو چیست؟ عرض کرد: …

ادامه نوشته »

داستان نشان دادن بهشت و دوزخ

بهشت

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ اصحاب على (ع ) گفتند: يا اءميرالمؤ منين ! اى كاش از آنچه كه از پيغمبر به شما رسيده ، براى اطمينان خاطر به ما چيزى نشان مى دادى ؟ فرمود: اگر يكى از عجايب مرا ببينيد كافر مى شويد، و مى گوييد ساحر و دروغگو …

ادامه نوشته »

داستان کوتاه میهمان

کوزه اب

مـردى بـا پسرش به عنوان میهمان بر على (ع ) وارد شد. على (ع ) بااکرام و احترام بسیار آنها را در صـدر مـجـلـس نـشـانـد و خـودش روبـه روى آنـها نشست .موقع صرف غذا رسید.غذا آوردند و صرف شد. بعد از غذا, قنبر غلام معروف على (ع ) حوله و …

ادامه نوشته »

عفو و بزرگواری امام علی (ع)

جنگ جمل

برخورد امیرمؤمنان (ع) پس از جنگ جمل با دشمنان خود آن چنان بزرگوارانه و کریمانه بود که حتی دشمن ترین افراد را به تحسین وا می داشت. آن حضرت در این جنگ، دستور عفو عمومی برای مردم بصره صادر کرد و تمام کسانی را که در برابر او شمشیر کشیده …

ادامه نوشته »

داستان عفو و گذشت

مالک اشتر

تربیت یافته امیرالمؤمنین‌علیه السلام‌ روزی مالک اشتر در حالی‌که لباس‌های فاخر به تن کرده بود از میان بازار گذشت. یک نفر بازاری که مالک را نمی‌شناخت به او جسارت کرد امّا مالک متعرض او نشد و از آنجا گذشت. پس از آن مرد بی‌ادب مالک را شناخت و از کرده …

ادامه نوشته »

داستان مادر و فرزندی پاک

عمر بن عبد العزيز

خـلـیـفـه دوم , گـاهـی شـب ها از منزل بیرون می رفت . شبی صدای زنی را شنید که از دخترش مـی خـواست شیر گوسفندان را برای فروش بیشتر, با آب مخلوط کند, اما دختر از این کار امتناع می کرد . وقتی که مادر از روی تمسخر گفت : خلیفه …

ادامه نوشته »

داستان یتم نوازی

یتیم نوازی

صاحب دررالمطالب مینویسد که علی (ع ) در بین راه متوجه زن فقیری شد که بچه های او از گرسنگی گریه میکردند و او آنها را به وسائلی مشغول میکرد و از گریه بازمیداشت . برای آسوده کردن آنها دیگی که جز آب چیز دیگری نداشت بر پایه گذاشته بود …

ادامه نوشته »

داستان درخواست عقیل

منبر

در صواعق محرقه مینویسد: روزی عقیل از علی علیه السلام درخواست کمک مالی کرد و گفت من تنگدستم مرا چیزی بده . حضرت فرمود صبر داشته باش تا میان مسلمین تقسیم کنم سهمیه ترا خواهم داد، عقیل اصرار ورزید. علی علیه السلام بمردی گفت دست عقیل را بگیر و ببر …

ادامه نوشته »

حضرت خضر؛ شیعه حضرت علی

مشک اب

اعمش می‌گوید: در مدینه کنیز سیاه چهره نابینائی را دیدم که آب به مردم می‌داد و می‌گفت:‌ به افتخار دوستی علی بن ابی طالب علیه السّلام بیاشامید، بعد از مدتی او را در مکه دیدم که بینا بود و به مردم آب می‌داد و می‌گفت: «به افتخار دوستی علی بن …

ادامه نوشته »

جوان در كنار كعبه چگونه حاجت خواست

رکن یمانی کعبه

جوان در كنار كعبه چگونه حاجت خواست يك روايت جالب از خالد بن ربعى به چند سند ذكر فرموده تا اينكه رسيده به على (عليه السلام) او گفته در روايت آمده است كه روزى على (عليه السلام) براى حوائج خود داخل مكه شدند ديدند عربى را كه پرده كعبه را …

ادامه نوشته »

داستان حاضر جوابی حضرت علی

حضرت موسی

یکی از یهودیان، از روی غرض ورزی به امیر مؤ منان علی علیه السلام گفت: شما هنوز جنازه پیامبرتان را دفن نکرده بودید که درباره اش اختلاف نمودید! حضرت علی علیه السلام در پاسخ فرمود: ما درباره وصی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم اختلاف کردیم نه …

ادامه نوشته »

داستان شفای حضرت فاطمه

انگور

حضرت زهرا عليهاالسلام بيمار شده بود رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم براى ديدار او آمده بود سپس فرمود: زهراى من حالت چطور است ؟ چرا غمگين هستى ؟ فاطمه عليهاالسلام عرض كرد: پدر كسالت دارم . پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: آيا …

ادامه نوشته »

داستان قیصر روم

قیصر روم

در بعضى از روایات اسلامى مى خوانیم: هنگامى که فرستاده پیامبر(صلى الله علیه وآله) نامه آن حضرت را براى قیصر روم آورد، او به طور خصوصى در برابر فرستاده پیامبر(صلى الله علیه وآله) اظهار ایمان نمود، و حتى میل داشت رومیان را به آئین توحید بخواند، اما فکر کرد، قبلاً …

ادامه نوشته »

داستان صفات مومن

صفات مومن

روزی امیر المؤ منین علیه السلام از کنار عده ای از قریش که نشسته بودند می گذشت. آنها از لباسهائی سفید و صورتهائی خوش رنگ برخوردار بودند و بسیار می خندیدند، و هر کسی از کنار آنها می گذشت با انگشت به او اشاره می کردند وی را مورد تمسخر …

ادامه نوشته »

داستان منطق قوی

زمین فدک

منطق قوی فاطمه علیها السلام امیر المؤ منین علیه السلام به فاطمه علیها السلام فرمود: برو و میراث پدرت (فدک) را بگیر. فاطمه علیها السلام نزد ابوبکر آمد و گفت: میراث پدرم رسول خدا را که به من تعلق دارد بده. ابوبکر گفت: پیامبران ارث نمی گذارند. فاطمه علیها السلام …

ادامه نوشته »

داستان عسل ولایت

عسل

«ابو الاسْوَد دُئلی» از بزرگان علم و فصاحت و از شیعیان خالص امیر مؤمنان علیه السلام بود. معاویه برای فریفتن او حلوای خاص یا عسل زعفرانی برای او فرستاد. دختر کوچک وی مقداری از آن عسل بر دهانش گذاشت. پدرش به او گفت: یَا بِنْتِی! اَلْقِیهِ فَاِنَّهُ سَمٌّ؛ ایدختر عزیزم! …

ادامه نوشته »

داستان راه یافته

دزد

شیخ احمد حربی در خراسان همسایه ای گبر مسلک (زرتشتی) داشت به نام بهرام که به دلیل مذهبشان، هیچ یک به خانه دیگری نمی رفت. روزی دزد سرمایه بهرام را غارت کرد، شیخ گفت: برای دلجویی به خانه او بروم. وقتی بهرام دید عالم مسلمین به خانه وی آمده حیران …

ادامه نوشته »

داستان جانشین

غزوه تبوک

غزوه تبوک – جانشینی امام علی علیه السلام امیرالمومنین علیه السلام که در تمام نبردها در حضور پیامبر و پرچمدار آن حضرت بود، در نبرد تبوک به دستور پیامبر در مدینه ماند تا زمام امور را به دست بگیرد و مراقب باشد که دشمنان و منافقان در غیاب پیامبر توطئه …

ادامه نوشته »

بهترین ویژگی زن

حضرت فاطمه

امیر المؤ منین علیه السلام می فرماید: من و عده ای از اصحاب نزد رسول خدا صلی اللّه علیه و آله بودیم، آن حضرت فرمود: بهترین ویژگی زنان چیست؟ هیچیک از ما نتوانستیم جواب دهیم تا اینکه جلسه به پایان رسید و از یکدیگر جدا شویم. من بسوی فاطمه علیها …

ادامه نوشته »

داستان کاسب بی ادب

کاسه خرما

علی علیه السلام و کاسب بی ادب در ایامی که امیرالمؤ منین (ع ) زمامدار کشور اسلام بود اغلب به سرکشی بازارها میرفت و گاهی بمردم تذکراتی میداد. روزی از بازار خرمافروشان ، گذر میکرد دختر بچه ای را دید گریه میکند ایستاد و علت گریه اش را پرسش کرد. …

ادامه نوشته »

داستان تجمّلات دنیا

گردنبند فاطمه

مبادا به تجمّلات دنیا و زر و زیور آن دل خوش کنی و امام سجّاد علیه السلام فرمود : اسماء بنت عمیس حکایت کرده است : روزی امیرالمؤ منین علیّ علیه السلام در یکی از جنگ ها غنیمتی به دست آورد و گردنبندی برای همسرش فاطمه علیها السلام خریداری کرد …

ادامه نوشته »

داستان ترس از خدا

سجده امام علی

ابودرداء می گوید: شبی امیرمؤمنان(ع) را دیدم که از مردمان کنار گرفته و در مکان خلوتی مشغول مناجات با پروردگار و گریه و زاری است و می فرمود: بار خدایا! چه بسیار گناهانی که با بردباری از عقوبتش درگذشتی و چه بسیار جرایمی که به کرم و بزرگواری ات آن …

ادامه نوشته »

داستان شمشیر

شمشیر ذولفقار

لا سیف الاذوالفقار ، ولافتی الا علی نمونه ای از فداکاری امام علی ( ع ) جنگ احد ( در سال سوم هجرت ) فرا رسید ، جنگ بسیار سختی بود ، کار به جایی رسید که در قسمت آخر جنگ سپاه دشمن پیروز شد و همه مسلمانان فرار کردند …

ادامه نوشته »

ملا آقا جان زنجانی کیست

حاج ملا آقا جان زنجانی

مرحوم حاج ملا آقا جان در سال 1252 شمسی در روستای « آق کند» از توابع زنجان متولد شد و در سال 1335 در شهر زنجان وفات یافته است . دوران تحصیلات علوم دینیه را در زنجان مدرسه « سید» در محضر علمای بزرگ مانند آیة الله فیاض دیزجی که …

ادامه نوشته »