سرخط خبرها
خانه / حکایت های طنز / حکایت خیال خام

حکایت خیال خام

حکایت برنج

شخصی در حال تنگدستی و بی پولی به زن خود گفت: اگر بخواهیم فردا شب پلو بخوریم و فردا بروم یک من برنج بگیرم، چه قدر روغن برای آن لازم است؟
زن جواب داد: دومن روغن لازم دارد.
مرد با تعجب گفت: چه طور یک من برنج، دو من روغن می خواهد؟
زن گفت: حالا که ما با خیال پلو می پزیم لااقل بگذار چرب تر بخوریم.

منبع:khorasannews.com

همچنین ببینید

سقراط حکیم

حکایت سقراط و مرد رنجیده

روزی سقراط حکیم مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثر بود .علت ناراحتی اش …

حکایت عابد

حکایت عابد وسگ

روزی روزگاری، عابد خداپرستی بود که در عبادتکده ای در دل کوه راز و نیاز …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *