https://telegram.me/joinchat/doaemazhbe
سرخط خبرها
خانه / کرامات های امام رضا (ع) / سوال پیشوایان سایر ادیان از امام رضا

سوال پیشوایان سایر ادیان از امام رضا

ابوالصلت هروی گوید:

مامون اهل مقالات از مسلمانان را با پیشوایان سایر ادیان جمع کرد تا با حضرت رضا (ع) گفتگو کنند. در آن میان علی بن محمد ابن جهم برخواست و گفت: یابن رسول الله شما به عصمت انبیا اعتقاد دارید؟
امام علیه السلام : آری.

ابن جهم: پس این آیات را (که ظاهرش صدور گناه از آنان است) چگونه تفسیر می کنی؟
• «و عصی آدم ربّه فغوی»[طه 121]: آدم به پروردگارش عصیان کرد و از پاداش او محروم ماند.
• «و ذا النّون اذ ذهب مغاضباً فظنّ ان لن نقدر علیه»[انبیا 87]: (یونس) خشمگین از میان قوم خودش رفت و گمان کرد بر او تنگ نخواهیم گرفت.
• «و لقد همّت به و همّ بها»[یوسف 23]: (زلیخا) قصد او را (یوسف) کرد و یوسف قصد او را.
• «و ظنّ داوود انّما فتنّاه فاستغفر ربّه»[ص 23]: داوود گمان کرد ما او را امتحان کرده ایم و از کار خود توبه کرد.
• (دربارة پیامبرش محمّد صلی الله علیه و آله و سلّم می فرماید: ) «و تخفی فی نفسک ما الله مبدیه»[احزاب 37]: تو در دل چیزی (دربارة همسر زید) پنهان داشتی که خدا آن را آشکار ساخت.

امام علیه السلام فرمود: وای بر تو! گناهان زشت را به پیامبران الهی نسبت مده و کتاب خدا را به رأی خود تفسیر مکن که خداوند فرموده: تأویل (و تفسیر) آن را جز خدا و راسخان در علم نمی دانند. اکنون پاسخ سؤالاتت را بشنو:

امّا دربارة آدم علیه السلام:
خداوند او را حجت در زمین و نمایندة خود در بلادش قرار داده بود. آدم برای بهشت آفریده نشده بود (و سکونتش در بهشت موقتی بود و بهشت سرای تکلیف نبود). عصیان آدم در بهشت رخ داد، نه در زمین، و نافرمانی او برای این بود که قضا و قدر خداوند جریان پیدا کند. پس از آن که آدم به زمین فرود آمد، خداوند او را حجت و خلیفة معصوم قرار داد، و ازخطا و لغزش مصون شد. چنان که در حق او می فرماید:
«انّ الله اصطفی آدم و نوحاً و آل ابراهیم و آل عمران علی العالمین»[آل عمران 33]: خداوند آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برگزید.

امّا در مورد یونس علیه السلام:
تفسیر آیه آن است که وی دانست که خداوند بر او تنگ نمی گیرد، زیرا اگر او گمان کرده بود خداوند قدرت ندارد روزی او را بدهد، کافر می شد.

امّا در مورد یوسف علیه السلام:
منظور این است که زلیخا همت گماشت بر معصیت و یوسف تصمیم بر قتل او گرفت. یوسف در نظر داشت اگروی را به فحشا و ارتکاب معصیت و حرام مجبور کند وی را بکشد، ولیکن خداوند او را هم از فحشا و هم از قتل محفوظ داشت.

امام علیه السلام: اما داوود نظر پیشینیان شما در این باره چیست؟

علی بن محمّد جهم:

داوود در محراب خود مشغول نماز بود که شیطان به صورت پرندة زیبایی در برابر او نمایان شد. داوود نمازش را قطع کرد و خواست آن پرنده را بگیرد. پرنده از اتاق به حیاط و از آنجا به روی بام پرید. داوود برای گرفتن او ازبام بالا رفت و چشمش در حیاط اوریاء بن حنان بر زن وی افتاد که در وسط منزل غسل می کرد. داوود باد دیدن زن شیفته جمال او شد. اوریاء در شهر نبود و با گروهی از لشگریان با دشمن جنگ می کدند. داوود برای فرمانده لشکر نوشت که اوریاء را در صف اول قرار دهد تا وی در جنگ کشته شود، تا او بتواند با زن او ازدواج کند. فرمانده لشکرطبق فرمان داوود اوریا را جلو دشمن فرستاد و او پیروز شد و داوود از این جهت ناراحت گردید. بار دیگر دستور داد او را جلو تابوت قرار بده، و در این بار اوریا کشته شد و داوود زن او را گرفت.

هنگامی که سخن به این جا رسید امام علیه السلام بر اثر شدّت ناراحتی دست بر پیشانی زد و فرمود: شما یکی از پیامبران خداوند را به سستی در نماز و سهل انگاری متهم کردید. پیغمبری نماز خود را قطع می کند، و عاشق زنی می شود و بعد با نقشه و فریب شوهرش را می کشد و زن را تصرف می کند!

علی بن محمّد بن جهم عرض کرد: پس گناه داوود چه بود؟

امام علیه السلام فرمود: داوود گمان کرد خداوند کسی را از وی داناتر نیافریده است. خداوند دو فرشته را مأمور کرد تا از محراب او بالا روند و بگویند: ما دو نفر با هم نزاع داریم. میان ما به حق داوری کن و ما را به راه راست هدایت کن. این یک برادر من است.او 99میش دارد و من یکی دارم، ولی او اصرار می کند که این یکی را نیز به او واگذارم و او در سخن بر من غلبه کرده و از من گویاتر است».[ص 21 و 22]

در این جا داوود در قضاوت عجله کرد و گفت: آن که گوسفند بسیار دارد ظلم کرده است و بدون شاهد و بینه فورا خکم کرد و نگذاشت مدعی علیه حرف بزند.

این بود خطایی که از وی سر زد نه آن که شما گفتید. مگر نشنیده ای که خداوند متعال فرموده:
«یا داوود انّا جعلناک خلیفة فی الارض فاحکم بین النّاس بالحقّ و لا تتّبع الهوی»[ص 26]: ای داوود، ما تو را خلیفه و نمایندة خود در زمین قرار دادیم. در میان مردم به حق داوری کن و از هوای نفس پیروی مکن.

ابن جهم: پس داستان ازدواج با همسر اوریا چه بوده است؟
امام علیه السلام فرمود: جریان چنین بود که در آن زمان هر گاه زنی شوهرش از دنیا می رفت یا کشته می شد، هرگز ازدواج نمی کرد. نخستین زنی که بعد از کشته شدن شوهرش، ازدواجش با مرد دیگری مباح شد زنی بود که با داوود ازدواج کرد و این موضوع بر بسیاری گران آمد.
امّا در مورد پیامبر اسلام ص:
تفسیر آیه این است که خداوند متعال نام های زوجات حضرت رسول ص را برای آن جناب فاش کرد که یکی از آنها زینب بنت جحش بود که در آن روز زوجه زید بن حارثه بود.
حضرت رسول نام او را در نزد خود مخفی کرده بود و برای کسی نقل نکرده بود مبادا که منافقین بگویند وی به زنی که در منزل شوهرش زندگی می کند چشم دارد، و از طعنه منافقین می ترسید. خداوند فرمود تو نباید از مردم بترسی، خدا عهده دار تزویج هیچ زنی به مردی نشد، مگر تزویج حوا به آدم، زینب به حضرت رسول، و زهرا به علی

این جا بود که علی بن محمّد بن جهم به گریه افتاد عرض کرد: ای فرزند رسول خدا، من توبه می کنم و تعهد می نمایم که از امروز به بعد دربارة پیامبران خدا جز آن چه شما فرمودید، نگویم.
اخبار و آثار امام رضا ع 615 – 618

 

همچنین ببینید

کرامتی پشگویی امام رضا

عبدالله محمد هاشمى گفت : روزى نزد ماءمون رفتم او مرا پهلوى خود نشانيد، دستور …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *