خانه / داستان های حضرت مهدی / با امام زمان مسجد مقدس جمکران را تعمیر مى کردیم

با امام زمان مسجد مقدس جمکران را تعمیر مى کردیم

امام زمان
سید عبد الرحیم خادم مسجد مقدس جمکران نقل مى کند: بعد از آنکه مسجد مخروبه شده بود تا آنکه حاجى علیقلى جمکرانى مریض شده بود به او گفتم نذر کن خدا شفا بدهد ترا قدرى تعمیر این مسجد کن تا آنکه شفا یافت به مقدار سیصد تومان خرج نمود، یک طرف مسجد را بساخت، اما گفت وقت زدن طاقهاى مسجد از مسجد باید گوسفندى کشت، مى گوید رفتم وگوسفندى کشتم وگوشت او را به فقرا دادم ومحزون بودم از براى خرابى باقى مسجد تا که روزى در خواب دیدم که درب مسجد امام حسن جمعیت زیادى مى باشد وملا آقا رضا که خویش بود با ما او را دیدم وگفتم بیا برویم میان حرم حضرت معصومه (سلام الله علیها) او به من گفت کجا برویم وحال آنکه حضرت حجه در این جا مى باشد، اشاره نمود به سوى جلو جانب درب مسجد، دیدم که در جلو خان درب مسجد امام حسن سجاده افتاده وحضرت نماز کرده بود وتعقیب نماز مى خواندند چون که پیش حضرت را خواب دیده بودم ومنتظر فرصت بودم که عرض خود را بکنم آخر الامر حضرت از نظرم غائب شد ونشد که عرض خود را خدمت حضرت نمایم، از باب خرابى مسجد تا آنکه در این دفعه پیش خود خیال نمودم که حال مثل آن روز نشود که من عرض خود نکرده غایب شوند لهذا افتاده به روى زانوى حضرت وعرض کردم که مسجد مقدس جمکران خراب شده چرا یک مرحمتى نمى فرمائید که تعمیر شود به یک مرتبه دیدم که من خودم وحضرت میان مسجد مقدس جمکران مى باشم دیدم آب گل گرفته وقدرى آب به روى آن گلها ریخت وفرمودند وقتى که نماى مسجد را مى ساختید من در اینجا بودم مى دیدم واز گوشت آن گوسفند به ما رسید به یک مرتبه صبیه ام مرا از خواب بیدار کرد من به او دعوى کردم، عیالم گفت چرا دعوى مى کنى گفتم الحال خواب دیدم ونگذاشت که خواب خود را تمام ببینم.(۴)

سید عبد الرحیم نقل کرد که بعد از آنکه حاجى علیقلى فوت شد، استاد رضاى نجار ابن حاجى اسماعیل نجار قمى حاجى مذکور را خواب دیده بود واین حقیر مولف از استاد رضا سؤال کردم از کیفیت خوابى که دیده بود نقل کرد که در خواب دیدم یک باغ بسیار بزرگ را ودر میان باغ قصرى عالى وبسیار بلندى بود ودیدم حاجى على قلى را در بالاى آن قصر بود وسر خود را از میان قصر بیرون آورده بود، به او گفتم کى این باغ وقصر رابه تو داده، گفت صاحب الزمان تا سه مرتبه الى آخر، معلوم مى شود که حضرت حجه آن باغ وآن قصر را به او مرحمت کرده در عوض آن مقدارى که تعمیر نموده بود، از این مسجد شریف پس از خواب وهمچنین از خواب سابق معلوم مى شود وکشف از این کند که عمل او مقبول حضرت حجه گردیده، هنیئا له بهذه الکرامه.(۵)

(4) کتاب انوار المشعشعین، صفحه ۲۰۳٫

(۵) کتاب انوار المشعشعین، صفحه۲۰۴

منبع : mouoode.ir

همچنین ببینید

کرامت های امام رضا2

کرامت امام رضا به دعبل

كرامت يازدهم دعبل بن على خزاعى ، شاعر زمان حضرت رضا عليه السلام گفت : …

کرامت های امام رضا

کرامت امام رضا عیادت از مریض

امام محمد تقى عليه السلام فرمود: يكى از اصحاب حضرت رضا عليه السلام مريض شد؛ …

کرامت های امام رضا3

کرامت امام رضا در طلب فرزند

احمد بن عمره گفت : به خدمت حضرت رضا عليه السلام رسيدم و گفتم : …

کرامت های امام رضا3

داستان کرامت امام رضا به زبان هندی

ابواسماعيل هندى گفت : در هند شنيدم كه خداى را در زمين حجت و امامى …

پسر کوچک

معجزه ای از امام رضا

عبدالله بن حارثه گفت : همسرم بيش از ده فرزند به دنيا آورد؛ اما همه …

کرامتی از امام على بن موسى الرضا

ابومحمد غفارى گفت : مبلغ زيادى از كسى غرض گرفته بودم و توان اداى آن …

کرامتی پشگویی امام رضا

عبدالله محمد هاشمى گفت : روزى نزد ماءمون رفتم او مرا پهلوى خود نشانيد، دستور …

کرامتی از امام رضا

ريان بن صلت گفت : وقتى خواستم به عراق بروم ، تصميم گرفتم به خدمت …

خواب دیدن امام رضا

عبدالرحمن صفوانى گفت : با كاروانى از خراسان به كرمان مى رفتم ، راهزنان سر …

پاسخ به سوءالات توسط امام رضا

حسن بن على وشاء گفت : من واقفى مذهب بودم . شبى از خراسان با …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *