خانه / حکایت واقعی / فیل سیرک و کودک

فیل سیرک و کودک

 

داستانهای جذاب,فیل,داستان فیل

 

 

کودکی از مسئول سیرکی پرسید:
چرا فیل به این بزرگی را با طنابی به این  کوچکی و ضعیفی بسته اید؟ فیل میتواند با یک حرکت به راحتی خودش را آزاد کند و خیلی خطرناک است!

صاحب فیل گفت:
این فیل چنین کاری نمیتواند بکند. چون این فیل با این طناب ضعیف بسته نشده است.

آن با یک تصور خیلی قوی در ذهنش بسته شده است.

کودک پرسید چطور چنین چیزی امکان دارد؟

صاحب فیل گفت: وقتی که این فیل بچه بود مدتی آن را با یک طناب بسیار محکم بستم. تلاش زیاد فیل برای رهایی اش هیچ اثری نداشت، و از آن موقع دیگر تلاشی برای آزادی نکرده است.

فیل به این باور رسیده است که نمیتواند این کار را بکند!

شاید هر کدام از ما، با نوعی فکر بسته شده ایم که مانع حرکت ما به سوی پیروزی است.

 

منبع:asriran.com

beytoote.com

همچنین ببینید

پنکه

داستان تفاوت فکر تا فکر

در یك شركت بزرگ ژاپنی كه تولید وسایل آرایشی را برعهده داشت، یك مورد به …

سلام کردن ملک موکل آب

از جابر روایت کرده است که گفت : با امیرالمؤ منین ( ع ) در …

خورشید

تکلم خورشید با امام علی

ابوذر گفت : رسول خدا ( ص ) به علی ( ع ) فرمود : …

جن

داستان علی در میان قوم جن

از جمله نشانه های ( معجزات ) امیرالمؤ منین ( ع ) روایتی است که …

دعوا با چوب

داستان جالب غلام و بازرگان

اول باید سر غیرت بیاد بازرگانی غلامی نیرومند دید و به هوای جثه تنومندش او …

کوهنورد و طناب

داستان ماجرای کوهنورد و طناب

داستان درباره ی یک کوهنورد است که می خواست از بلندترین کوه ها بالا برود.اوپس …

جن

داستان علی(ع) در میان قوم جن

علی(ع) در میان قوم عطرفه از جمله نشانه های (معجزات) امیرالمؤمنین(ع) روایتی است که زاذان …

شتر ها

داستان تحویل دادن امانت

امام حسین(ع) فرمود: روزی علی(ع) ندا کرد: هر کس از رسول خدا (ص) طلبکار است …

امام علی

داستان نیروی بدنی علی

خالد بن ولید، علی(ع) را در زمین های خود دید، جسارتی به حضرت نمود، علی(ع) …

شمشیر

داستان حجت خدا بر زمین و آسمان

مقداد بن اسود کندی روایت کرده، است که: مولایم امیرالمؤمنین(ع) روزی به من فرمود: شمشیر …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *