پى‏نوشت‏ها

1- – آسايش دادن ، آسودگى
2- ره آورد، چيزى كه از سفر براى دوستان و خويشان برند.
3- – نام مادر آن جناب به اختلاف نقل شده از قبيل : طاهره ، سمان ، سكن ، سكينه (در جنات الخلود اين نام را هم نوشته است )، نجمه و آخرين نامش تكتم بوده است .
4- – ص 5، جزء 49 بحار…
5- – دودمان ، خاندان ، طايفه ، دسته اى از مردم كه از يك نژاد يا قبيله باشند.
6- – ص 7، جزء 49 بحار…
7- – ص 20، عيون اخبار الرضا، ج 1.
8- – ساعدى در كتاب شرح زندگانى آن حضرت به لقب مكيدة المكحدين نابود كننده حيله دشمنان هم نوشته است .
9- – ص 205، ج 2، عيون اخبار ارضا ممكن است خريد اين حيوانات براى اغفال هارون و عمالش بوده است .
10- – قهر و غلبه ، وقار، ابهت .
11- – خوددارى از اظهار عقيده و مذهب ، خود را هم مذهب ديگران نشان دادن براى حفظ جان 12- – ص 257، روضه كافى .
13- – واقفيها كسانى بودند كه امامت حضرت رضا عليه السلام را نپذيرفتند و در امامت موسى بن حعفر عليه السلام توقف نمودند يا به عبارت ديگر جمعى از اصحاب امام هفتم بودند كه امامت را بر امام هفتم ختم دانستند.
14- – آشكارا بيان كرد.
15- – ص 115، ج 49 بحار الانوار.
16- – سخن چينها.
17- – اين حرز در مهج الدعوات هست و به نام رقعة الحبيب آن حضرت نام مى برند.
18- – ص 113، جزء 49 بحار…
19- – صوابديد، راست و درست پنداشتن .
20- – ص 58، جزء 49 بحار…
21- كنايه موضوعى كه بر سر زبانها افتد و در همه جا بگويند، سخنى كه همه مردم بگويند.
22- – پاورقى فرهنگ دهخدا، لفظ خراسان .
23- – اماكن مقدسه ، ص 134.
24- – تمام جغرافياى خراسان از فرهنگ دهخدا.
25- – ص 153، ج 3، روضة الصفا.
26- – اين حديث را با همين سند يكى از پادشاهان سامانى با طلا نوشت و دستور داد با خودش دفن كنند؛ پس از فوت او را در خواب ديدند و از او پرسيدند: خداوند با تو چه معامله اى كرد، او در جواب گفت : بواسطه گفتن اين حديث و تصديق حضرت محمد صلى الله عليه و آله و نوشتن اين حديث با آب طلا مرا بخشيد.كشف الغمه ص ‍ 144، ج 3.
27- – جمعيتى بالغ بر چند هزار نفر به استقبال رفته بودند بيش از سيصد هزار نفر محدث در نيشابور بودند؛ بيست و چهار هزار قلمدان ، براى نوشتن حديث – كه 12 هزار آن مرصع به طلا و جواهر بود – حاضر كردند.محدث قمى مى نويسد: نيشابور در آن زمان هزار محدث داشت كه اكثر آنها به استقبال رفته بودند.ص 485، ج 1، زندگى حضرت رضا عليه السلام ، تاءليف عمادزاده .
28- – ص 125، جزء 49 بحار…
29- – جزء 49 بحار الانوار، ص ‍ 125.
30- – اقتباس از ص 186، ج 1، مطلع الشمس .
31- – ص 325 بحار الانوار، ج 48.
32- – نزول حضرت رضا عليه السلام در اين باغ اولا اجبارى بود ثانيا جهت خريد باغ براى زوار خود.
33- – نقل از زندگى حضرت رضا عليه السلام به قلم عمادزاده .
34- – ص 323، جزء 48،بحار…
35- – ص 138، جزء 49 بحار… بقيه اين خطبه در توحيد بحار…است .
36- – دو ماه …در جزء 49 بحار، ص 143 نقل از عيون اخبار الرضاست .
37- – ص 129، ج 49، بحار…
38- – علل الشرايع ، ج 1، ص ‍ 226.
39- – ص 123، جزء 49 بحار…متن خطبه در ص 147.
40- – ص 123، جزء 49 بحار…متن خطبه در ص 147.
41- – ص 139، ج 49، بحار…
42- – ص 164، جزء 49 بحار…
43- – بقيه دعا در جزء 49 بحار…ص 82 است .
44- – جاثيلق ، پيشواى مسيحيان
45- – راءس الجالوت : رئيس ‍ يهوديان
46- – تفصيل مناظره در اجتجاج طبرسى و اجتجاجات بحار نقل شده است ؛ ولى ما به همان مقدار كه علامه مجلسى رضوان الله عليه در جزء 49 بحار آورده اكتفا كرديم .
47- – عيون اخبار الرضا، ج 1، ص ‍ 154.
48- – بداء از اعتقادات ماست كه خداوند هر چه را اراده فرمايد مى تواند تغيير و تبديل دهد.آيه (يمحوالله ما يشاء و يثبت و عنده ام الكتاب ) شاهد همين معنى است .
49- – بازداشتن ، بخشيدن . فرهنگ صبا.
50- – ماءمون با اينكه متوجه شده بود كه حركت او به طرف عراق براى دلجويى بنى عباس و مخالفان خود لازم است . ولى انجام اين كار غير ممكن است با وجود فضل كه براى اوضاع مسلط بود كه حتى سپاه پيشرو را برگرداند و شخصيت امام عليه السلام در نظر عموم مردم چنان بود كه ديگر جايى براى ماءمون نبود از اينها گذشته بنى عباس با فضل و حضرت رضا عليه السلام مخالف بودند؛ شايد ماءمون خيال داشت در همين حمام هر دو را بكشد ولى چون امام مخالفت كرد فضل كشته شد ماءمون هم چون وضع را چنين ديد براى كشتن حضرت رضا عليه السلام برنامه ديگرى ترتيب داد.
51- – نقل از زندگانى حضرت رضا عليه السلام عمادزاده ، ج 2، ص ‍ 3.
52- – نام شهرى در كنار رود فرات بود كه ويران شده است .
53- – نقل از تاريخ طبرى به نقل از زندگانى حضرت رضا عليه السلام نوشته عمادزاده ،
54- – طرطوس : يكى از شهرهاى سوريه (ف ، عميد)
55- – سفينة البحار.ج 1.لفظ امن
56- – ص 140، ج 49 بحار…
57- – ص 144، ج 49، بحار…
58- – عيون اخبار الرضا ج 2، ص ‍ 239.
59- – ص 285 – 286، ج 49 ، بحار…
60- – ص 307، ج 49، بحار…
61- – ص 117، ج 49، بحار…
62- – كشف الغمه : ج 3 ص ‍ 215.
63- – در ص 294 بحار…نوشته است كه در روايت هرثمه آمده است كه آن حضرت با انگور و انارى كه با ناخن زهر آلود، دانه كرده بودند، مسموم كردند.
64- – ص 301، ج 49،بحار.
65- – در روايتى از احوالات حضرت جواد عليه السلام نقل مى شود كه اباصلت عرض كرد: يا بن رسول الله پس از يك سال عاقبت به فريادم رسيدى ، امام عليه السلام فرمود:

اگر زودتر، مرا مى خواندى ، زودتر نجادتت مى دادم .
66- – جزء 49 بحار ص 293.
67- – ارشاد مفيد ص 288.
68- – اين شعر از مستدرك وسايل ، ج 8، ص 115، منقول است .
69- – مرمت كردن ، اصلاح خلل يا خرابى چيزى .
70- – گردش و تفريح (ف – عميد)
71- – ميل ، طول يك چشم انداز است ، سه ميل را يك فرسخ هم گفته اند. مجمع البحرين
72- – وسايل ، ج 8، ص 249.
73- – پاكدامنى ، پاك شدن از عيب و آلايش ، دورى كردن از بدى (ف – عميد)
74- – مستدرك الوسايل ، ج 8، ص ‍ 115.
75- – مكارم الاخلاق ، ص 11.
76- – ماكيان ، مرغ خانگى .
77- – چيزى كم بها كه در چيز گرانبها مخلوط كنند؛ مانند: فز كم بها با رز يا سيم تركيب كنند.خيانت (ف – عميد)
78- – كرايه دهنده
79- – ص 490، با تشديد (ياء) نوشته شده است (سيابه )
80- – سفينة البحار، لفظ عبدالرحمن بن سيابه .
81- – وسايل ، ص 276.
82- – مرآة الحج از فروع كافى و ص 59 احاديث منتخب از روضيه كافى .
83- – ص 245، بحار…( چاپ قديم )
84- – روضه كافى ، ص 303 در ص ‍ 485، مكارم الاخلاق .و ص 50 حج محسن قرائتى از قول امام سجاد عليه السلام منقول از وافى ج 2، آداب السفر ص 63 و ص 192 روضه كافى در ص 40 فلسفه حج اين حديث را از قول رسول اكرم صلى الله عليه و آله نوشته است .
85- – سويق : آرد نرم ، الك نكرده ف – نوين .
86- – ص 192، ج 2 روضه كافى – محمص : سرخ شده ، پخته .
87- – ج 78، بحار ص 258، به نقل مستدرك سفينه لفظ مرء.
88- – دورى ، جدايى ، از هم جدا شدن .
89- – اجراء، انجام ف – نوين .
90- – راهنماى حرمين شريفين ، ج 2 ص 48.
91- – ج 8، وسايل ، ص 273.
92- – ص 542، مفاتيح الجنان .
93- – وسايل ، ج 8، ص 312.
94- – ص 498، مكارم الاخلاق .
95- – ص 480، مكارم الاخلاق و ص 40 فلسفه حج .
96- – ص 27، احكام حج و اسرار آن .
97- – لغظ سرو و صدا، داد و فرياد، هياهو، صداهاى درهم و بر هم (ف – نوين )
98- – فى المصدر: منسفا.
99- – مسترك الوسائل ، ج 8، ص ‍ 213 و 213 و 191 روضه كافى .
100- – مست رك الوسايل ، ج 8، ص ‍ 212.
101- – بحار، 74، ص 196.
102- – وسايل ، ج 5، ص 303، مكارم الاخلاق ، ص 479، ج 1.
103- – وسائل ، ج 5، ص 304.
104- – وسايل ، آداب سفر، ص ‍ 273.
105- – نقل از مفاتيح الجنه ، ص ‍ 540.
106- – ص 479ت مكارم الاخلاق .
107- – مكارم الاخلاق .
108- – راهنماى حرمين شريفين ، ج 2، ص 84.
109- – جحفه : روستاى بزرگى است بر سر راه مكه به مدينه ، ص ‍ 102، حرمين شريفين .
110- – راهنماى حرمين شريفين ، ج 2، ص 86، به نقل از كافى .
111- – ما اين جريان را از راهنماى حرمين شريفين نقل كرده ايم ؛ اما در ج 8، مستدرك الوسايل ، ص 220 به نقل از غوالى اللثالى اين جريان را به رسول اكرم صلى الله عليه و آله نسبت مى دهد؟ فرمود: كلكم افضل منه همه شما از او بهتر هسيد.
112- – راهنماى حرمين شريفين ، ج 2، ص 88.
113- – كافى ، ص 503، باب حق رفيق در سفر.
114- – ج 10، بحار، ص 134.
115- – بحار الانوار، ج 100، ص ‍ 137.
116- – روايت شده ، مطابق حديث ، سينه به سينه (ف – نوين )
117- – نقل از راهنماى حرمين شريفين ، ص 92.
118- – ج 102، بحار…بخش ‍ اختصاصى زيارت حضرت رضا عليه السلام
119- – عيون اخبار الرضا، ج 2، ص ‍ 263.
120- – كسى كه طاعتش پذيرفته شده ، نيكوئى كرده شده ، مقبول ، پسنديده ( ف – عميد).
121- – بحار الانوار، ج 102، ص 4
122- – عيون اخبار الرضا، ج 2، ص ‍ 257.
123- – تهذيب ، ج 6 ص 48.
124- – ج 12، بحار…ص 35.
125- – حاج و معتمر: كسى كه به حج و عمره رفته باشد.
126- – ج 12، ص 39.
127- – ج 102، بحار…ت ص 36.
128- – بحار…ت ج 102، ص 34.
129- – محاسن برقى ، ص 183.
130- – بحار، ج 3، ص 219.
131- – عيون اخبار الرضا، ج 2، ص ‍ 632.
132- – ج 102، ص 44، بحار…
133- – ج 102، بحار، ص 36.
134- – ج 49، بحار، ص 70، در ص ‍ 644-645 در حديقة الشيعه هم روايتى شبيه اين ، از على بن احمد كوفى نقل شده است .
135- – ج 49 بحار، ص 53.
136- – ج 49 بحار، ص 58.
137- – كمون : زيره وسعتر پودينه كوهى (كاكاتو)
138- – عيون اخبار الرضا، ج 2، ص ‍ 211.
139- – بحار ج 49، ص 35.
140-به نقل از منتهى الآمل ، ص ‍ 879 كه ما مفصل آن را نقل كرده ايم در زندگانى حضرت رضا عليه السلام نوشته ى مؤ لف ص 59.
141-عيون اخبار الرضا، ص 218.
142-ج 49 بحار، ص 43.
143-ج 49 بحار، ص 50.
144- عيون اخبار الرضا، ج 2، ص ‍ 632.
145-غنائم .
146- – بحار، ج 49، ص 246، بقيه اشعار دعبل كه در آنجا نقل شده بيش از هفتاد بيت است .
147- – ص 248، ارشاد مفيد.
148- – نقل از كتاب داستانهاى شگفت انگيز شهيد دسغيب ، ص 28.
149- – ص 165 – 166.
150-ص 101.
151-ج 2، ص 198.
152-نقل از ص 82نامه آستان قدس ، شماره 6، مورخ مهر ماه 1340.
153-سينه : با شكوه ، درخشان . (ف . نوين )
154-سوره صف آيه 8 خدا كامل كننده نورش است گرچه كافران خوش نداشته باشند. قرآن كريم چاب جاويدان .
155-كرامات رضويه ، ج 1، ص 88.
156-ميرزا ابوالقاسم خان تهرانى از اخيار تهران بوده است و سالها در مشهد مقيم بوده بود و در سراى محمديه در حجريه فوقانى آن سالها به عزلت و عبادت بسر مى برد و نسبت به مؤ لف كتاب كرامات و انس و الفت داشت .
157-كرامات رضويه ، ج 1،ص 96.
158-جابوز يكى از قراء كاشمر است .
159-كرامات رضويه ، ج 1، ص 99.
160-كراماتن رضويه ، ج 1، ص 110.
161-كرامات رضويه ، ج 1، ص 171.
162-يكى از رواقهاى حرم مطهر است .
163-نام مرضى كه عبارت است از جمع شدن مايعات در شكم ، و بيشتر تواءم بيمارى قلب و جگر مى باشدمريض شكمش ورم مى كند و آب بسيار مى خورد و عطش فوق العاده احساس مى كند. (ف . عميد)
164-كرامات رضويه ، ج 1، ص 252.
165-شب زنده دارى ، بيدار ماندن در شب براى نماز و عبادت . (ف . عميد)
166-بهشهر.
167-قرق : ممانعت از ورود، منع و بازداشتن .
168-آن است كه انسان از نفس و دل و روح و سر واقف شود، اسرار نهان را دريافتن .
169-كرامات رضويه ، ج 2، ص 64.
170-كرامات رضويه ، ج 2، ص 260.
171-آستانه ، درگاه .
172-كرامات ، ج 2، ص 195.
173-غزل 266حافظ شيرازى ، ديوان غزليات .
174-بخارى كه گاهى در هواى بارانى و مرطوب توليد مى شود و فضا را تيره مى كند، بخار آب پراكنده در هواى نزديك زمين . (ف . عميد)
175-تختى كه بيماران يا مجروحان را روى آن خوابانند.
176-اشاره به عبارت : مداد العلماء افضل من دماء الشهيد است .

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *