خانه / کرامات های امام رضا (ع) / پاسخ به سوءالات توسط امام رضا

پاسخ به سوءالات توسط امام رضا

حسن بن على وشاء گفت :

من واقفى مذهب بودم . شبى از خراسان با مقدارى پارچه و اشياء تجارى به مرو رفتيم ؛ غلام سياهى ار ديدم كه نزد من آمد، گفت .

مولايم گفته است آن برد يمنى را كه نزد تو است ، بده تا غلامم را كه از دنيا رفته است ، كفن كنم .

پرسيدم آقايت كيست ؟ گفت : على بن موسى الرضا عليه السلام .

گفتم : پارچه ها و برد يمنى ام را در راه فروخته ام .

غلام رفت و بار ديگر باز آمد و گفت : چرا، بردى نزد تو هست . گفتم . خبر ندارم . غلام رفت و براى سومين بار بازگشت و گفت :

داخل فلان جوال . در عرض آن ، بردى هست ؛ با خود گفتم : اگر اين سخن راست باشد، دليلى براى امامت آن حضرات خواهد بود.

به غلامم گفتم : برو و آن جوال را بياور. غلام رفت . آن را آورد.

جوال را باز كردم ؛ ديدم در رديف ديگر لباسها هست ؛ آن را برداشته ، بدو دادم و گفتم : عوض ‍ آن پولى نخواهم گرفت .غلام رفت و بازگشت و گفت : چيزى كه مال خودت نيست ، مى بخشى ؟

دخترت فلانى ، اين برد را به تو داده و از تو خواسته است كه برايش بفروشى و از پول آن فيروزه و نگينى از سنگ سياه براى او بخرى ؛ حال با اين پول ، آنچه از تو خواسته است ؛ برايش خريده ، برايش ببر.

از اين جريان تعجب كردم و با خود گفتم مسائلى كه دارم از او خواهم پرسيد؛ آن مسائل را نوشتم و در آستين خود نهادم و عازم خانه آن حضرت شدم ؛ اتفاقا يكى از دوستانم ، كه با من هم عقيده نبود، به همراهم بود.

ولى از اين جريان خبر نداشت ؛ بمحض اينكه به در خانه رسيدم ، ديدم ، بعضى از عربها و افسران و سربازان به خدمت ايشان مى رسند؛ من نيز رفتم و در گوشه خانه نشستم تا زمانى گذشت ؛ خواستم برگردم .

در اين هنگام غلامى آمد و به صورت اشخاص ، به دقت نگريست و پرسيد پسر دختر الياس كيست ؟ گفتم منم .

فورا پاكتى كه در آستين خود داشت بيرون آورد، گفت : جواب سؤ الات و تفسير آن مسائلى كه طرح كرده بودى ؛ داخل اين پاكت است . آن پاكت را گرفته باز كردم ؛ ديدم جواب سؤ الاتم با شرح و تفسير، در آن كاغذ نوشته است .

گفتم : خدا و پيامبراش را گواه مى گيرم كه تو حجت خدايى .

و استغفار و توبه مى نمايم ؛ فورا از جاى حركت كردم ؛ رفيقم پرسيد كجا مى روى ؟ گفتم : حاجتم برآورده شد.

براى ملاقات آن جناب ؛ بعدا مراجعه خواهم كرد. ( 134)

منبع : http://ketaab.iec-md.org

 134- – ج 49، بحار، ص 70، در ص ‍ 644-645 در حديقة الشيعه هم روايتى شبيه اين ، از على بن احمد كوفى نقل شده است .

 

 

همچنین ببینید

امام علی

بخشش حضرت علی

خبرى در مدينه به سرعت مى پيچد كه حضرت على (ع)، مى خواهد نخلستان خود …

غفلت از اخرت

حضرت علي (ع) مي فرمايد : زندگي کردن با مردم اين دنيا همچون دويدن در …

روزه گرفتن در روز اول محرم

و ايضاً به سند معتبر از ريان بن شبيب – كه خال معتصم خليفه عبّاسى …

مصیبت ها ی اهل بیت

روزی چند نفر از اصحاب رسول اکرم ص با یکدیگر درباره سخت ترین مصیبت ها …

امام رضا5

معجزه زنـده شدن دوبـاره دختر در حرم امام رضا

داستان مـرگ یک کودک و زنـده شدن دوبـاره پس از چند ساعت توسط امـام رضـا(ع) …

امام رضا

معجـزه ای همزمـان از امام رضـا و حضرت معصـومه

”ماحـرای من و امـام رضـا علیه الســلام” عنـوان فراخـوانی است که پایـگاه جـوان انـقلابی مدتی …

شمشیر ذولفقار

جواب مرد شامی توسط امام علی

شیخ صدوق در خصال و عیون و علل حدیث می کند که مردی از اهل …

نان جو

خوراک و پوشاک امیرالمؤمنین علی علیه السلام

خوراک و پوشاک امیرالمؤمنین علی علیه السلام ? ﺍﺑﻦ ﺟﻮﺯﻯ می نوﻳﺴﺪ ﺭﻭﺯﻯ ﻋﺒﺪ ﺍﻟﻠﻪ …

امام حسن

داستان کریم اهل بیت

خوان کرم امام حسن علیه السلام بارزترین ویژگی امام مجتبی علیه السلام که بهترین سرمشق …

ماجراي نبش قبر حضرت رقيّه(ع)

ماجرای نبش قبر حضرت رقیه همين كه سيد خشت بالاي سر را برداشت ديدند افتاد؛ …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *