خانه / داستان حضرت زینب / داستان شيرين زباني

داستان شيرين زباني

امام علی

روزي علي (ع) در منزل نشسته بود و دو کودک خردسال او عباس (ع) و زينب (س) در طرف راست و چپ ايشان نشسته بودند. علي (ع) به عباس (ع) فرمود : «بگو يک». گفت : «يک». فرمود «بگو دو» . گفت : «حيا دارم با زباني که يک گفتم ، دو بگويم».

علي (ع) چشمان عباس را بوسيد. بعد زينب (س) گفت : «پدر جان آيا ما را دوست داري ؟». فرمود : «بله ، فرزندان ما پاره هاي جگر ما

هستند ». گفت : «دو محبت در دل مردان با ايمان نمي گنجد. دوستي خدا و دوستي فرزند. ناچار بايد گفت : به نسبت به ما مهرباني ، ولي محبت خالص براي خداست». اين جمله ي زيبا از زبان زينب خردسال ، براي علي (ع) جالب بود . نسبت به آن دو کودک ابراز محبت کرد و آن دو را تشويق کرد.


منبع :http://www.ayaalimadadi.blogfa.com/

 

همچنین ببینید

مهدی

ملاقات شيخ حسن با امام زمان

داستان ذيل در مورد شخصي است که عاشق دختر همسايشان شده است.او براي رسيدن به …

زوار امام رضا

هشدارى براى زوار امام رضا

كرامت نوزدهم با وجود عناياتى كه حضرت رضا عليه السلام به زوار خود دارد، زوار …

رضا

چهل روز در مشهد مقدس

كرامت هجدهم شهيد آية الله دستغيب در كتاب داستانهاى شگفت انگيز ( 150) خود مى …

امام رضا5

زیارت امام رضا

كرامت شانزدهم شهيد دستغيب در كتاب داستانهاى شگفت انگيز ( 149) نقل مى كند: حيدر …

امام رضا6

شفای پسر مسیحی توسط امام رضا

كرامت پانزدهم يكى از روحانيون مورد اعتماد مؤ لف ، از قول دوست روحانى خود، …

شفای مریض

شفای مریض توسط امام رضا

كرامات چهاردهم شيخ محمد حسين – كه از دوستان مرحوم ميرزا محمود مجتهد شيرازى بود …

پادشاه2

تشیع جنازه

كرامت سيزدهم موسى بن سيار مى گويد: همراه حضرت رضا عليه السلام بودم ؛ همينكه …

قصاب و حضرت موسي

همنشين حضرت موسي در بهشت

روزي حضرت موسي (علی نبیّنا و آله و علیه السلام) در ضمن مناجات به خداوند …

حضرت-موسی2

به خاطر توبه گناهكار، باران فرستادم

در زمان حضرت موسى عليه السلام در بنى اسرائيل به جهت نيامدن باران قحطى شد …

خدای گنهکاران

ای خدای گنهکاران

 مرحوم فشارکی نقل نموده: در بعض اخبار وارد است كه وقتى حضرت موسى در هنگام …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *