خانه / داستان مذهبی / جامه سرخ

جامه سرخ

jama
آورده اند که: پادشاهی عادل در سرزمین چین حکومت می کرد تا این که بر اثر بیماری حس شنوایی خود را از دست داد. پس در نزد وزیران سخت بگریست. آنان برای آرامش پادشاه گفتند: اگر حس شنوایی رفت، خدا به شما عمر زیاد می دهد. 

پادشاه گفت: شما را غلط است. من بر آن گریه می کنم که اگر مظلومی برای دادخواهی آید آواز او را نشنوم. پس بفرمود تا در همه سرزمین ندا کنند: هیچ کس جامه سرخ نپوشد جز مظلوم، چون لباس او را ببینم بفهمم که او مظلوم است و به یاری اش بشتابم.

 

به نقل از: جوامع الحکایات، نوشته محمد عوفی


منبع : dastanquran.blogfa.com

 

 

همچنین ببینید

قران2

داستان تعلیم قرآن

رمیله می گوید: علی(ع) شخصی را در حال خیاطی و آواز خوانی دید و فرمود: …

قران

داستان دعای علی(ع) در حق بنده

13- دعای علی(ع) در حق زاذان سعد خفاف می گوید: به زاذان گفتم: تو قرآن …

شتر ها

داستان تحویل دادن امانت

امام حسین(ع) فرمود: روزی علی(ع) ندا کرد: هر کس از رسول خدا (ص) طلبکار است …

سنگ طلا

داستان تبدیل سنگ به طلا

شخص منافقی از مؤمنی مالی طلب داشت. امیرالمؤمنین(ع) برای او دعایی کرد تا او بتواند …

امام علی

داستان نیروی بدنی علی

خالد بن ولید، علی(ع) را در زمین های خود دید، جسارتی به حضرت نمود، علی(ع) …

شمشیر

داستان حجت خدا بر زمین و آسمان

مقداد بن اسود کندی روایت کرده، است که: مولایم امیرالمؤمنین(ع) روزی به من فرمود: شمشیر …

دینار

داستان در آوردن دینار از زمین

از حسن بن ابی الحسن بصری از امیرالمؤمنین(ع) در حدیثی روایت کرده که: آن جناب …

مار و عقرب

داستان حفظ مال و عیال

از علی(ع) روایت شده است که: مردی از شام برای او نوشت که: من بار …

بهشت

داستان نشان دادن بهشت و دوزخ

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ اصحاب على (ع ) گفتند: يا اءميرالمؤ منين ! اى كاش …

کوزه اب

داستان کوتاه میهمان

مـردى بـا پسرش به عنوان میهمان بر على (ع ) وارد شد. على (ع ) …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *