https://telegram.me/joinchat/doaemazhbe
سرخط خبرها
خانه / حکایت واقعی / بی ادبی فرزند

بی ادبی فرزند

مشک اب

به یك بزرگی گفتند بچه ی شما بی ادب است.

گفت: چه كرده است؟

گفتند: سقایی مشك آبی روی دوشش بود و می رفت، بچه ی شما یك سوزن به مشك آب فرو كرد و این آب هایش خالی شد.

آن بزرگ : خیلی ناراحت شد، رفت به همسرش گفت، همسر شروع كرد به منقلب شدن و گفت: باید اینطور باشد، گفت: چرا؟

گفت: من وقتی حامله بودم، از كنار درخت اناری گذشتم، انار مردم بود. دهنم پر آب شد، یك سوزن در انار فرو كردم و از این سوراخ آب انار را خوردم. آن آب انار خلافی كه خوردم، باید. . .

من سوزن به انار زدم، باید بچه ام به مشك سوزن بزند


 

منبع : dastanquran.blogfa.com

[حجت ااسلام قرائتي در برنامه درسهايي از قرآن ۰۴/ ۰۷/ ۸۷]

همچنین ببینید

یتیم نوازی

داستان یتیم نوازی

زن بيچاره ، مشك آب را بدوش كشيده بود ، و نفس نفس زنان به …

فرزند صالح نجات بخش است

امـام صـادق (ع ) از رسـول اکـرم (ص ) نـقـل می کند که حضرت عیسی …

یک دیدگاه

  1. خیلی الکی و بی ربط بود?

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *