خانه / داستان های عاطفی / عشق . ثروت . مو فقیت

عشق . ثروت . مو فقیت

عشق،موفقیت،ثروت

خانمی‌۳ پیر مرد جلوی درب خانه اش دید.

– شما را نمی‌شناسم ولی اگر گرسنه هستید بفرمایید داخل.

اگر همسرتان خانه نیستند، می‌ایستیم تا ایشان بیایند.

همسرش بعد از شنیدن ماجرا گفت: به داخل دعوتشان کن.

بعد از دعوت یکی از آنها گفت: ما هر ۳ با هم وارد نمی‌شویم.

خانم پرسید چرا؟

یکی از آنها در پاسخ گفت: من ثروتم، آن یکی موفقیت و دیگری عشق است. حال با همسرتان تصمیم بگیرید کدام یک از ما وارد خانه شود.

بعد از شنیدن، شوهرش گفت: ثروت را به داخل دعوت کن. شاید خانمان کمی بارونق شود.

همسرش در پاسخ گفت: چرا موفقیت نه؟

عروسشان که به صحبت این دو گوش می‌داد گفت چرا عشق نه؟ خانمان مملو از عشق و  محبت خواهد شد.

شوهرش گفت: برو و از عشق دعوت کن بداخل بیاید. خانم به خارج خانه رفت و از عشق دعوت کرد امشب مهمان آنها باشد.

2نفر دیگر نیز به دنبال عشق براه افتادند. خانم با تعجب گفت: من فقط عشق را دعوت کردم!

یکی از آنها در پاسخ گفت: اگر ثروت و یا موفقیت را دعوت می‌کردید، ۲ نفر دیگرمان اینجا می‌ماند. ولی هرجا عشق برود، ما هم او را دنبال می کنیم


منبع :http://8tanha.blogfa.com/

همچنین ببینید

زن زیبا

داستان زن زیبا

یکی از دوستانم با یک زن بازیگر معروف که فوق‌العاده زیبا است ازدواج کرد.اما درست …

تابوت

داستان کارمندان

در گذشت فردي كه مانع پيشرفت مي شد یکروز وقتى کارمندان به اداره رسيدند، اطلاعيه …

گلف باز

داستان روبرت دوونسنزو گلف باز

روزی روبرت دوونسنزو گلف باز بزرگ آرژانتینی، پس از بردن مسابقه و دریافت چک قهرمانی …

داستان واقعی “انسانیت”

  وسیله ای خریدم دوتا کارگر گرفتم برای حملش گفتن ۴۰ تومان من هم چونه …

دلسوزی زیبای شیر ماده برای بچه آهو

دلسوزی زیبای شیر ماده برای بچه آهو

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *