داستان اولین روز کاری ؟

داستان کارمند

مردی به استخدام یک شرکت بزرگ چندملیتی درآمد. در اولین روز کار خود، با کافه تریا تماس گرفت و گفت: ” یک فنجان قهوه برای من بیاورید.”

صدایی از آن طرف پاسخ داد: ” شماره داخلی را اشتباه گرفته ای. می دانی تو با کی داری حرف می زنی ؟”

کارمند تازه وارد گفت: ” نه ” صدای آن طرف گفت: “من مدیر اجرایی شرکت هستم، احمق”

مرد تازه وارد با لحنی حق به جانب گفت: ” و تو میدانی با کی حرف میزنی بی چاره.”

مدیر اجرایی گفت: ” نه ” کارمند تازه وارد گفت: «خوبه» و سریع گوشی را گذاشت!!!


منبع:namakstan.ir

همچنین ببینید

طوطی سخنگو

داستان استاد و طوطی سخنگو

مردی می خواست تا یک طوطی سخنگو بخرد، طوطی های متعددی را دید و قیمت …

فیل سیرک و کودک

      کودکی از مسئول سیرکی پرسید: چرا فیل به این بزرگی را با …

داستان میلیونر ایرانی

  همین چند هفته پیش بود که یک ایرانی داخل بانک در منهتن نیویورک شد …

سگ

سگ ها و آدم ها

-چاقو وسیله بسیار خوبی است. این را همه اهل مزرعه می دانند. از کالباس بگیر …

بز چالاک

داستان چوپان و بز چالاک

ﭼﻮﭘﺎنی ﺑﻴﭽﺎﺭﻩ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﻛﺸﺖ ﻛﻪ ﺑﺰ ﭼﺎﻻﻙ ﺍﺯ ﺟﻮﻱ ﺁﺏ بپرد، نشد که نشد.ﺍﻭ …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *